نمی دونم چرا مجبور شد دوست پسرش رو اینطوری ببنده، اگه دستش آزاد بود چیکار می کرد؟ آیا او موهای مو قرمز را به هم میزد یا مانع از بیرون آوردن دیک دوست پسرش از شلوارش میشد؟ مطمئنم که او هم ساکت و با دستان آزاد می نشست.
توما| 21 چند روز قبل
به نظر می رسد پسرم حتی بدون اشاره آماده بود، بلافاصله سینه های او را گرفت. پدر و مادر خوب از طرف مادرش یعنی همین!
بیدمشک| 25 چند روز قبل
حتی بیشتر نشان می دهد که به لطف چه تمرین هایی می توان چنین گلوی عمیقی ایجاد کرد، سبزه ها نیز جالب هستند!
دانیال| 17 چند روز قبل
دختر از استخر بیرون آمد و دوستش را دید. پس از نوازش بیدمشک او به وضوح گفت که می خواهد خروس او را دوباره ببیند. نیازی نبود دوبار از این مرد سیاه پوست بپرسید - او یکباره به چنین درخواست هایی پاسخ داد. انگیزه های او قابل درک است - چنین نیشکی در جاده دروغ نیست. و او این کار را با افتخار انجام می دهد - شکاف او به سرعت با اندازه او تنظیم می شود. ظاهراً او را به خوبی رشد داده است.
نمی دونم چرا مجبور شد دوست پسرش رو اینطوری ببنده، اگه دستش آزاد بود چیکار می کرد؟ آیا او موهای مو قرمز را به هم میزد یا مانع از بیرون آوردن دیک دوست پسرش از شلوارش میشد؟ مطمئنم که او هم ساکت و با دستان آزاد می نشست.
به نظر می رسد پسرم حتی بدون اشاره آماده بود، بلافاصله سینه های او را گرفت. پدر و مادر خوب از طرف مادرش یعنی همین!
حتی بیشتر نشان می دهد که به لطف چه تمرین هایی می توان چنین گلوی عمیقی ایجاد کرد، سبزه ها نیز جالب هستند!
دختر از استخر بیرون آمد و دوستش را دید. پس از نوازش بیدمشک او به وضوح گفت که می خواهد خروس او را دوباره ببیند. نیازی نبود دوبار از این مرد سیاه پوست بپرسید - او یکباره به چنین درخواست هایی پاسخ داد. انگیزه های او قابل درک است - چنین نیشکی در جاده دروغ نیست. و او این کار را با افتخار انجام می دهد - شکاف او به سرعت با اندازه او تنظیم می شود. ظاهراً او را به خوبی رشد داده است.
نکیت، من آماده ام.